زنده به گور کردن دختران
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
وَأد بنات یا
زندهبهگور کردن دختران یکی از پدیدههای اجتماعی منسوب به برخی قبایل در
عربستان پیش از اسلام است که در منابع تاریخی و متون اسلامی از آن یاد شده است. این پدیده به معنای کشتن یا دفن کردن دختران در سنین کودکی است و در فرهنگ جاهلی بهعنوان یکی از جلوههای نگرش منفی نسبت به زن شناخته میشود. گزارشهای تاریخی نشان میدهد که این رفتار در همه قبایل عرب رایج نبود، بلکه در برخی قبایل و تحت شرایط خاص اجتماعی و اقتصادی رخ میداد. از مهمترین عوامل ذکرشده برای این رفتار میتوان به ترس از فقر، نگرانی از اسارت دختران در جنگها، ساختار قبیلهای مردسالار و ارزشگذاری بیشتر بر فرزندان پسر اشاره کرد. قرآن کریم به این پدیده اشاره کرده و آن را بهشدت محکوم کرده است و با اصلاح نگرش نسبت به زن، زمینه از میان رفتن این رسم را فراهم ساخت. از این رو، ظهور اسلام در منابع اسلامی بهعنوان نقطه عطفی در تغییر نگرش اجتماعی نسبت به زن و دختر در جامعه عرب معرفی میشود.
[ویرایش]
جامعه عربستان پیش از ظهور اسلام دارای ساختار اجتماعی و فرهنگی خاصی بود که در منابع اسلامی با عنوان «
عصر جاهلیت» شناخته میشود. در این دوره برخی سنتها و باورهای اجتماعی بر پایه نظام قبیلهای و ارزشهای خاص آن شکل گرفته بود. یکی از مشهورترین پدیدههای این دوره، مسئله زندهبهگور کردن دختران یا «وَأد بنات» است. این رفتار در منابع تاریخی و نیز در
قرآن مورد اشاره قرار گرفته و بهعنوان یکی از جلوههای انحطاط فرهنگی جامعه جاهلی معرفی شده است. با این حال، بررسی دقیق منابع نشان میدهد که این پدیده نه در تمام قبایل عرب و نه در میان همه خانوادهها رواج داشت، بلکه در برخی قبایل و تحت شرایط اجتماعی و اقتصادی خاص مشاهده میشد. هدف از بررسی این موضوع، شناخت ابعاد تاریخی، اجتماعی و فرهنگی پدیده زندهبهگور کردن دختران و تحلیل علل و زمینههای شکلگیری آن در جامعه عرب پیش از اسلام است.
[ویرایش]
واژه «جاهلیت» در متون اسلامی به دوره پیش از ظهور اسلام در شبهجزیره عربستان اطلاق میشود. این اصطلاح تنها به معنای بیسوادی نیست، بلکه بیانگر مجموعهای از باورها و رفتارهای اجتماعی مبتنی بر جهل، تعصب قبیلهای و ارزشهای نادرست است. در این جامعه، زن در بسیاری از موارد از جایگاه اجتماعی و حقوقی مناسبی برخوردار نبود. در برخی قبایل، زن بهعنوان بخشی از دارایی خانواده تلقی میشد و گاه همانند کالا مورد خرید و فروش یا ارث قرار میگرفت. دختران نیز غالباً از حقوق اجتماعی محروم بودند و تولد آنان در برخی خانوادهها مایه ننگ و شرمساری تلقی میشد. قرآن کریم به این نگرش اشاره کرده و میفرماید: «وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَىٰ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ» «يَتَوَارَىٰ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ ۚ أَيُمْسِكُهُ عَلَىٰ هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ ۗ أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ» (سوره نحل آیه ۵۸ و ۵۹). این آیات نشان میدهد که برخی افراد در مواجهه با تولد دختر دچار اندوه و خشم میشدند و میان نگهداری دختر با تحمل سرزنش اجتماعی یا دفن کردن او مردد میماندند.
[ویرایش]
وَأد بنات به معنای دفن کردن دختران در خاک و کشتن آنان در دوران کودکی است. این پدیده در برخی قبایل عرب پیش از اسلام وجود داشت و در منابع اسلامی بهعنوان یکی از نشانههای انحطاط فرهنگی آن دوره مطرح شده است. قرآن کریم در اشارهای صریح به این مسئله میفرماید: «وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ»«بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» (سوره تکویر آیه ۸ و ۹). این آیه بیان میکند که در روز قیامت از دختران زندهبهگور شده پرسیده خواهد شد که به چه گناهی کشته شدند؛ تعبیری که نشاندهنده محکومیت شدید این رفتار است. در منابع تاریخی روشهای مختلفی برای کشتن دختران ذکر شده است؛ از جمله دفن در خاک، انداختن در چاه، رها کردن در بیابان یا کشتن با سلاح.
[ویرایش]
با وجود شهرت این پدیده در منابع تاریخی، بررسیها نشان میدهد که زندهبهگور کردن دختران در تمام قبایل عرب رایج نبود. برخی پژوهشگران معتقدند که این رفتار بیشتر در میان برخی قبایل مانند
بنیتمیم مشاهده میشد. در بسیاری از قبایل دیگر، دختران در خانواده باقی میماندند و حتی در برخی موارد زنان نقشهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مهمی ایفا میکردند. نمونهای از این موارد حضور زنانی مانند
خدیجه بنت خویلد است که در فعالیتهای اقتصادی و تجاری جایگاه برجستهای داشت. بنابراین نمیتوان این رفتار را به تمام جامعه عرب تعمیم داد.
[ویرایش]
علل زندهبهگور کردن دختران در جامعه عرب پیش از اسلام را میتوان در مجموعهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جستوجو کرد. یکی از مهمترین این عوامل فقر اقتصادی بود؛ بهگونهای که برخی خانوادهها از ترس ناتوانی در تأمین معیشت فرزندان خود به کشتن آنان اقدام میکردند؛ چنانکه قرآن کریم با ردّ این نگرش میفرماید: «وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ ۖ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ ۚ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا» (اسراء: ۳۱). از سوی دیگر، ساختار جنگی و قبیلهای جامعه عرب نیز نقش مهمی در این پدیده داشت؛ زیرا قدرت و بقای قبیله تا حد زیادی به شمار مردان جنگجو وابسته بود و از این رو تولد پسران مایه افتخار و قدرت محسوب میشد، در حالی که دختران از منظر نظامی و قبیلهای کماهمیت تلقی میگردیدند. عامل دیگر ترس از اسارت دختران در جنگها بود؛ زیرا در درگیریهای مکرر قبیلهای، شکست یک قبیله میتوانست به اسارت زنان و دختران آن منجر شود و این مسئله در فرهنگ قبیلهای نوعی ننگ و بیآبرویی به شمار میرفت. افزون بر این، نگرش فرهنگی منفی نسبت به زن در برخی قبایل، که جایگاه اجتماعی زن را پایینتر از مرد میدانست، زمینهساز رفتارهای خشونتآمیز نسبت به دختران و در مواردی حتی زندهبهگور کردن آنان میشد.
[ویرایش]
در برخی منابع تاریخی آمده است که رواج این رسم به واقعهای در میان قبیله بنیتمیم بازمیگردد. بر اساس این گزارشها، در جنگی میان این قبیله و سپاه
ساسانیان، تعدادی از زنان و دختران قبیله اسیر شدند و به دربار کسری برده شدند. پس از برقراری صلح، اسیران میان بازگشت به قبیله یا ماندن در دربار مخیر شدند و برخی از دختران بازگشت را نپذیرفتند. این مسئله خشم مردان قبیله را برانگیخت و گفته میشود از آن پس برخی از آنان تصمیم گرفتند دختران خود را زنده دفن کنند. اگرچه صحت دقیق تاریخی این روایت محل بحث میان پژوهشگران است، اما چنین گزارشهایی نشان میدهد که عوامل فرهنگی و اجتماعی میتوانستند در شکلگیری این رفتار نقش داشته باشند.
[ویرایش]
با ظهور
اسلام، این رسم بهشدت مورد انتقاد قرار گرفت و بهعنوان عملی ظالمانه و غیرانسانی معرفی شد. قرآن کریم این رفتار را محکوم کرد و با تأکید بر کرامت انسانی و ارزش فرزندان، نگرش جامعه نسبت به دختران را تغییر داد. در روایات اسلامی نیز پیامبر اسلام به تکریم دختران توصیه کرده است و رفتار او با
فاطمه زهرا نمونهای از احترام و تکریم دختر در فرهنگ اسلامی دانسته میشود.
[ویرایش]
زندهبهگور کردن دختران یکی از پدیدههای مورد بحث در مطالعه تاریخ اجتماعی عربستان پیش از اسلام است. هرچند این رفتار در برخی قبایل وجود داشت، اما یک سنت عمومی و فراگیر در تمام جامعه عرب محسوب نمیشد. عواملی مانند فقر اقتصادی، ساختار قبیلهای، جنگهای مداوم و نگرش فرهنگی نسبت به زن در شکلگیری آن نقش داشتند. در منابع اسلامی، ظهور اسلام نقطه عطفی در اصلاح این نگرش و پایان دادن به این رسم معرفی شده است.