سنان بن انس
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
سنان بن انس بن عمرو نخعی از افراد وابسته به سپاه کوفه در
واقعه کربلا بود که نام او در منابع تاریخی اسلامی به عنوان یکی از مشارکتکنندگان اصلی در حمله نهایی به
امام حسین بن علی در روز عاشورای سال ۶۱ هجری قمری ذکر شده است. در بسیاری از گزارشهای تاریخی، وی از عاملان مستقیم جراحات واردشده بر امام حسین و در برخی روایات، قاتل یا جداکننده سر آن حضرت معرفی شده است. با این حال، درباره میزان دقیق نقش او در شهادت امام حسین، میان مورخان اختلاف نظر وجود دارد. نام سنان بن انس در آثاری همچون
تاریخ الطبری،
الکامل فی التاریخ،
وقعة الطف و
إبصار العین بارها مطرح شده است. این منابع علاوه بر شرح نقش او در واقعه عاشورا، به گفتار، رجزخوانی، اعترافات بعدی و سرنوشت وی در سالهای پس از حادثه کربلا نیز پرداختهاند.
[ویرایش]
سنان بن انس بن عمرو از
قبیله نخع بود. نخع از قبایل مشهور یمنی به شمار میرفت که گروهی از افراد آن در کوفه سکونت داشتند. وی در کوفه زندگی میکرد و در منابع تاریخی از او به عنوان فردی جنگجو یاد شده است. برخی گزارشها شخصیت او را فردی سبکسر توصیف کردهاند و در پارهای از منابع از او به عنوان شخصی شاعر و دارای حالات غیرعادی یا نوعی جنون یاد شده است. این توصیفات عمدتاً در گزارشهایی دیده میشود که به سالهای پایانی عمر او و سرنوشتش پس از واقعه کربلا مربوط هستند.
[ویرایش]
ابن ابیالحدید به نقل از ابن هلال ثقفی روایتی را نقل کرده است که بر اساس آن، سنان بن انس در دوران خلافت علی بن ابیطالب کودکی خردسال بود. مطابق این نقل، علی علیه السلام از آینده او خبر داده و اظهار داشته بود که فرزند پیامبر اسلام به دست او کشته خواهد شد. درباره اعتبار تاریخی این روایت میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد، اما نقل آن نشاندهنده جایگاهی است که نام سنان بن انس در حافظه تاریخی عاشورا یافته است.
[ویرایش]
در روز عاشورای سال ۶۱ هجری قمری، پس از شهادت بیشتر یاران امام حسین، آن حضرت تقریباً به تنهایی در میدان نبرد باقی ماند. در این مرحله،
سپاه عمر بن سعد برای پایان دادن به مقاومت امام، به صورت دستهجمعی به سوی او هجوم برد. بر پایه گزارشهای تاریخی،
شمر بن ذیالجوشن جنگجویان سپاه کوفه را به حمله نهایی تشویق کرد. در میان افرادی که در این مرحله به امام حسین نزدیک شدند، نام سنان بن انس نخعی،
خولی بن یزید اصبحی،
صالح بن وهب یزنی،
قشعم بن عمرو جعفی و
عبدالرحمن جعفی ذکر شده است. ابومخنف از حمید بن مسلم روایت میکند که پس از افتادن امام حسین بر زمین، بسیاری از افراد سپاه کوفه به او نزدیک میشدند اما از وارد کردن ضربه نهایی خودداری میکردند. این گزارش نشان میدهد که برخی از جنگجویان، با وجود حضور در سپاه دشمن، از انجام چنین عملی هراس داشتند و از نزدیک شدن به امام پرهیز میکردند.
[ویرایش]
در منابع تاریخی، چندین گزارش درباره نوع حملات سنان بن انس به امام حسین وجود دارد. بر اساس برخی روایتها، وی نیزهای به ترقوه یا شانه امام وارد کرد، سپس نیزه را بیرون کشید و بار دیگر آن را در سینه امام فرو برد. در برخی گزارشهای دیگر آمده است که نیزهای به پهلوی امام زد که موجب سقوط آن حضرت از اسب شد. همچنین نقلهایی وجود دارد که سنان تیری به سوی امام حسین افکند که به گلوی ایشان اصابت کرد. مجموعه این جراحات از عواملی دانسته شدهاند که امام را به مرحله پایانی زندگی رساندند. در کتاب إبصار العین نیز گزارشی نقل شده است که بر اساس آن، سنان بن انس در جریان حمله به امام حسین ضربهای به دندان آن حضرت وارد کرد.
[ویرایش]
برخی منابع نقل کردهاند که با وجود جراحات فراوان، از امام حسین نالهای شنیده نشد. در این هنگام آن حضرت چنین دعا میکرد: «صبراً علی قضائک و تسلیماً لأمرک و لا اله سواک یا غیاث المستغیثین» این عبارت در منابع مقاتل به عنوان نمادی از صبر و تسلیم امام در برابر اراده الهی نقل شده است.
[ویرایش]
در میان مورخان درباره اینکه چه کسی ضربه نهایی را بر امام حسین وارد کرد یا سر ایشان را از بدن جدا ساخت، اختلاف نظر وجود دارد. در برخی منابع، شمر بن ذیالجوشن عامل اصلی معرفی شده است. در برخی دیگر، خولی بن یزید اصبحی یا
شبل بن یزید در این نقش مطرح شدهاند. با این حال، شمار قابل توجهی از روایتها سنان بن انس را یکی از مباشرین اصلی شهادت امام حسین میدانند. بر اساس این گزارشها، پس از آنکه امام بر زمین افتاد، سنان بن انس به او نزدیک شد و ضربات دیگری وارد کرد. سپس به خولی بن یزید دستور داد سر امام را از بدن جدا کند. خولی به دلیل اضطراب و هراس نتوانست این کار را انجام دهد و دچار لرزش شد. در نتیجه، سنان او را سرزنش کرد، از اسب فرود آمد و خود سر امام حسین را جدا کرد. سپس سر را به خولی سپرد تا نزد عمر بن سعد ببرد. این روایتها از مهمترین دلایلی هستند که سبب شدهاند بسیاری از منابع تاریخی، سنان بن انس را از عاملان اصلی شهادت امام حسین به شمار آورند.
[ویرایش]
پس از شهادت امام حسین، سنان بن انس اشعاری را در حضور عمر بن سعد خواند که در منابع تاریخی ثبت شده است:
اوقر رکابی فضة و ذهبا
فقد قتلت سید المحجبا
قتلت خیر الناس اما و ابا
و خیرهم اذ ینسبون النسبا
مفهوم این اشعار آن است که رکاب اسب او باید از طلا و نقره پر شود، زیرا به زعم خود، بزرگترین و شریفترین فرد از نظر نسب و خاندان را کشته است. این اشعار در عین حال حاوی اعترافی آشکار به جایگاه والای امام حسین و نسب شریف او هستند.
[ویرایش]
گزارش شده است که عمر بن سعد از شنیدن این سخنان خشمگین شد و به سنان گفت اگر عبیدالله بن زیاد این سخنان را بشنود، ممکن است فرمان قتل او را صادر کند. این واکنش نشاندهنده حساسیت سیاسی موضوع و اعتراف آشکار سنان به برتری نسبی امام حسین بود.
[ویرایش]
در روایتی که در تاریخ الطبری نقل شده است، آمده که سنان بن انس سالها پس از واقعه کربلا در مجلس
حجاج بن یوسف ثقفی حضور یافت. حجاج از حاضران خواست اگر اقدام بزرگی انجام دادهاند، آن را بیان کنند. در این هنگام سنان برخاست و ادعا کرد که او حسین بن علی را کشته است. بر اساس ادامه این گزارش، پس از این ادعا دچار اختلال عقل شد و رفتارهای غیرعادی از خود نشان داد. در برخی نقلها آمده است که حدود پانزده روز در این وضعیت باقی ماند و سپس درگذشت.
[ویرایش]
پس از
قیام مختار ثقفی در سال ۶۶ هجری قمری و آغاز خونخواهی امام حسین، بسیاری از افراد دخیل در واقعه کربلا تحت تعقیب قرار گرفتند. سنان بن انس نیز از جمله افرادی بود که مختار در پی دستگیری او برآمد. بنا بر برخی گزارشها، وی پس از اطلاع از اقدامات مختار از کوفه گریخت و به بصره پناه برد. در همین زمان، مختار دستور تخریب خانه او در کوفه را صادر کرد.
[ویرایش]
برخی منابع گزارش کردهاند که سنان پس از مدتی اختفا، توسط نیروهای مختار دستگیر شد. بر اساس این روایت، مختار دستور داد اعضای بدن او قطع شود و سپس وی را در دیگی از روغن جوشان بیندازند تا کشته شود. با این حال، همه منابع این روایت را تأیید نکردهاند و درباره جزئیات آن اختلاف وجود دارد.
[ویرایش]
درباره پایان زندگی سنان بن انس روایتهای متفاوتی وجود دارد. برخی منابع معتقدند او به دست نیروهای مختار دستگیر و اعدام شد. در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که وی پس از اعتراف به قتل امام حسین در مجلس حجاج دچار جنون شد و در همان حالت از دنیا رفت. به همین دلیل، سرنوشت نهایی او در منابع تاریخی به طور قطعی روشن نیست.