• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

فی أقسام الخیار

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



«فِي أَقْسَامِ الْخِيَارِ: وَ هِيَ كَثِيرَةٌ إِلَّا أَنَّ أَكْثَرَهَا مُتَفَرِّقَةٌ، وَ الْمُجْتَمَعُ مِنْهَا فِي كُلِّ كِتَابٍ سَبْعَةٌ، وَ قَدْ أَنْهَاهَا بَعْضُهُمْ إِلَى أَزْيَدَ مِنْ ذَلِكَ، حَتَّى أَنَّ الْمَذْكُورَ فِي اللُّمَعَةِ مُجْتَمَعاً أَرْبَعَةَ عَشَرَ، مَعَ عَدَمِ ذِكْرِهِ لِبَعْضِهَا، وَ نَحْنُ نَقْتَفِي أَثَرَ الْمُقْتَصِرِ عَلَى السَّبْعَةِ كَالْمُحَقِّقِ وَ الْعَلَّامَةِ (قُدِّسَ سِرُّهُمَا) لِأَنَّ مَا عَدَاهَا لَا يَسْتَحِقُّ عُنْوَاناً مُسْتَقَلًّا، إِذْ لَيْسَ لَهُ أَحْكَامٌ مُغَايِرَةٌ لِسَائِرِ أَنْوَاعِ الْخِيَارِ، فَنَقُولُ وَ بِاللَّهِ التَّوْفِيقُ.»



۱ - ترجمه متن

[ویرایش]

در بیان اقسام خیار: اقسام خیار بسیارند، اما اکثر آن‌ها (در کتب فقهی) پراکنده‌اند و آنچه از آن‌ها در هر کتابی (به‌عنوان یک مجموعه) گردآوری شده، هفت مورد است. برخی از فقها شمار آن‌ها را به بیش از این رسانده‌اند؛ تا جایی که آنچه در کتاب «اللمعة» به‌صورت مجموع ذکر شده، چهارده مورد است، با این وجود (نویسنده) برخی از اقسام دیگر را ذکر نکرده است. ما در این مقام، پیروِ کسانی هستیم که به همان هفت مورد اکتفا کرده‌اند، مانند محقق (حلی) و علامه (حلی) - که خداوند سرّشان را مقدس بدارد - زیرا آنچه غیر از این هفت مورد است، استحقاق عنوان مستقل را ندارد؛ چرا که احکام جداگانه و متفاوتی از سایر انواع خیار ندارند. پس (بحث را) آغاز می‌کنیم و توفیق (در رسیدن به مقصود) تنها از جانب خداوند است.»

۲ - منظور از خیارات هفت‌گانه

[ویرایش]

مقصود نویسنده از این هفت مورد، خیارات مشهور نزد امامیه است که عبارتند از:
خیار مجلس
خیار حیوان
خیار شرط
خیار غبن
خیار تدلیس
خیار شرکت
خیار تعذر تسلیم (یا در برخی دسته‌بندی‌ها: خیار عیب)


۳ - چند نکته مهم صرفی، نحوی و اسلوبی

[ویرایش]

۱. ترکیب اضافی در عنوان : فِي أَقْسَامِ الْخِيَارِ
في: حرف جر.
أقسامِ: اسم مجرور بـ«في» و مضاف.
الخيارِ: مضاف‌الیه مجرور.
نکته: «أقسام» جمع قسم است (جمع تكسير). این ترکیب یک عنوان باب فقهی است که معمولاً به صورت جار و مجرور می‌آید.

۲. ضمیر مرجع به جمع غیرعاقل : وَ هِيَ كَثِيرَةٌ
هي: ضمیر منفصل مبتدا. مرجع آن أقسام است.
نکته نحوی مهم: در عربی جمع غیرعاقل با ضمیر مفرد مؤنث بازگشت داده می‌شود. بنابراین: أقسام → هي.

۳. استدراک با «إلّا أنّ» : إِلَّا أَنَّ أَكْثَرَهَا مُتَفَرِّقَةٌ
«إلا أنّ» برای استدراک و تصحیح معنای قبل است. أنّ حرف مشبه بالفعل.
اعراب:
أكثرَها: اسم «أنّ» منصوب و مضاف + ضمیر.
متفرّقةٌ: خبر «أنّ».
نکته صرفی: متفرّقة اسم فاعل از باب تفعّل (تفرّق) است.
۴. مبتدا مؤخر با عدد
وَالْمُجْتَمَعُ مِنْهَا فِي كُلِّ كِتَابٍ سَبْعَةٌ
تحلیل نحوی:
المجتمعُ منها: مبتدا
في كل كتاب: جار و مجرور متعلق به «المجتمع»
سبعةٌ: خبر مبتدا
نکته: «المجتمع» اسم مفعول از اجتمع (باب افتعال).
۵. فعل «أَنْهَى» به معنای رساندن
وَقَدْ أَنْهَاهَا بَعْضُهُمْ
أنهى: فعل ماضی باب إفعال.
معنا: «رساندن / بالغ کردن».
اعراب:
ها: مفعول به اول.
بعضُهم: فاعل.

۶. «أزيد» اسم تفضیل غیرمنصرف
إِلَى أَزْيَدَ مِنْ ذَلِكَ
نکته صرفی مهم:
أزيد اسم تفضیل است. چون بر وزن أفعل آمده و مؤنث آن «زَيْداء» نیست، ممنوع من الصرف است.
بنابراین: در حالت جر با فتحه می‌آید: أزيدَ (نه أزيدِ)

۷. «حَتّى أَنَّ» برای غایت و مبالغه
حَتَّى أَنَّ الْمَذْكُورَ فِي اللُّمَعَةِ «حتى» در اینجا برای بیان نهایت کثرت است.
ساختار نحوی: أنَّ المذكورَ
المذكور: اسم أنّ
مجتمعاً أربعةَ عشر
۸. «مجتمعاً» حال
مُجْتَمَعاً أَرْبَعَةَ عَشَرَ
مجتمعاً: حال منصوب.
صاحب حال: «المذكور».
معنا: یعنی: «در حالی که به صورت جمع‌شده».
۹. عدد مرکب أَرْبَعَةَ عَشَرَ
نکته عدد: اعداد ۱۱ تا ۱۹ مبنی بر فتح جزءین هستند. بنابراین: أربعةَ عشرَ

۱۰. مصدر مضاف : مَعَ عَدَمِ ذِكْرِهِ لِبَعْضِهَا
تحلیل:
مع: ظرف.
عدمِ: مضاف.
ذكرِه: مضاف‌الیه.
نکته: «عدم ذكره» یک ترکیب مصدرى است.
معنا: «با وجود اینکه برخی را ذکر نکرده است».

۱۱. فعل «نقتفي» وَنَحْنُ نَقْتَفِي أَثَرَ
صرف: اقتفى يقتفي : باب افتعال معنا: «پیروی کردن».
۱۲. مفعول به در «نقتفي»
أثرَ المقتصر
أثرَ: مفعول به منصوب.
المقتصر: مضاف‌الیه.
۱۳. تشبیه با «الكاف»
كَالْمُحَقِّقِ وَالْعَلَّامَةِ كـ: حرف تشبیه. مجرور بعد از آن می‌آید.
۱۴. جمله دعایی مجهول : قُدِّسَ سِرُّهُمَا
قُدِّسَ: فعل ماضی مجهول.
سرُّ: نائب فاعل.
هما: ضمیر.
۱۵. «ما» موصوله
لِأَنَّ مَا عَدَاهَا
ما: اسم موصول.
عداها: صله موصول.
۱۶. مفعول به با صفت : عُنْوَاناً مُسْتَقِلًّا
عنواناً: مفعول به.
مستقلاً: صفت منصوب.
۱۷. صفت جمع غیرعاقل : أَحْكَامٌ مُغَايِرَةٌ
قاعده: جمع غیرعاقل → صفت مفرد مؤنث
بنابراین:
- أحكام (جمع)
- مغايرة (مفرد مؤنث)

۱۸. جار و مجرور بیانی : لِسَائِرِ أَنْوَاعِ الْخِيَارِ
سائر به معنای «تمام / دیگر».
- مضاف + مضاف‌الیه.
۱۹. جمله استئنافی پایانی
فَنَقُولُ وَبِاللَّهِ التَّوْفِيقُ دو بخش دارد:
۱. فنقول → شروع بحث
۲. وبالله التوفيق → جمله دعایی
نکته: «وبالله التوفيق» یک اسلوب دعایی رایج در کتب فقهی است.


رده‌های این صفحه : شفاهی مکاسب




جعبه ابزار