مسعود رجوی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مسعود رجوی به سال ۱۳۲۷ ش در شهر طبس به دنیا آمد. او پس از مدتی به اتفاق خانواده راهی مشهد شد و دوران تحصیل ابتدایی و متوسطه را در این شهر گذراند.

وی که از دوران نوجوانی با مسائل سیاسی آشنا شده بود پس از گرفتن دیپلم به تحصیل در رشته علوم سیاسی در دانشگاه تهران پرداخت. رجوی در همین مقطع با گروهی آشنا شد که بعدها سازمان مجاهدین خلق نام گرفت. هدف این گروه در ابتدا مبارزه با رژیم استبدادی پهلوی بود. وی پس از مدتی همکاری در ۱۳۴۹ ش به عضویت کمیته مرکزی سازمان درآمد و برای کسب مهارت های نظامی به همراه برخی دیگر از اعضای سازمان به اردوگاه مبارزان فلسطینی در اردن رفت رجوی پس از بازگشت به ایران در شهریور ۱۳۵۰ به همراه سایر اعضای مرکزی سازمان مجاهدین خلق دستگیر و روانه زندان شد. همه دستگیرشدگان پس از چند دادگاه فرمایشی به اعدام محکوم شدند؛ اما بر اساس اسناد و مدارک موجود رجوی به دلیل همکاری با ساواک با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم گردید و سایر کادر مرکزی دستگیر شده اعدام شدند. از این زمان به بعد مسعود رجوی زندگی جدیدی را آغاز کرد. او به دلیل سابقه عضویت در هسته مرکزی سازمان و برخورداری از روحیه جاه طلبانه عملاً رهبری و محوریت سایر نیروهای دستگیر شده سازمان را در زندان به دست آورد.

رجوی و برخی عناصر منحرف در داخل و خارج از زندان که از پایه های اعتقادی محکمی برخوردار نبودند به مرور تلاش کردند با تزلزل در تفکر دینی و نگرش مذهبی اعضای سازمان اندیشه های غیر توحیدی را به عنوان مبنای فکری وارد آن سازمان کنند آنان در این راه هیچ مخالفتی را بر نمی تافتند و حتی به تندترین اقدامات حذفی از قبیل قتل و ترور اعضای مسلمان سازمان دست زدند. از این تلاشها که با عنوان کودتای مارکسیستی در سازمان یاد میشود، در ۱۳۵۴ ش به اوج خود رسید و ضربات سنگینی بر اعضای مسلمان سازمان و روند مبارزات گروه های اسلامی وارد آمد. ایجاد اختلاف و چند دستگی میان نیروها و همچنین منحرف ساختن صدها جوان مبارز و بهره برداری فرصت طلبانه از انگیزه های عدالت طلبانه و آزادی خواهانه جوانان مسلمان ،ایران از خسارتهای مهم این کودتای سیاسی و خشن به شمار می آید.

مسعود رجوی در دی ماه ۱۳۵۷ به همراه دیگر زندانیان سیاسی از زندان خارج شد و خود را به عنوان رهبر سازمان معرفی کرد. او و همدستانش در لحظات نخست سقوط حکومت پهلوی با حضور در مراکز نظامی و انتظامی که به دست مردم فتح میشد مقادیر زیادی از سلاحهای جنگی مهمات و ادوات نظامی را به چنگ آورده مخفی کردند. رجوی و گروهش در فضای ناآرام و بی ثبات سالهای ۵۸ و ۵۹ ش موفق شدند با چهره سازی سردادن شعارهای انحرافی مصادره برخی امکانات تبلیغ غیر واقعی و توسعه تشکیلات، بر دامنه قدرت خود بیفزایند. آنان از همان ابتدای پیروزی انقلاب در شیپور تفرقه دمیدند و خواستار کسب جایگاه و موقعیتهای حساس حکومتی شدند. از این زمان به بعد گروه تحت رهبری رجوی به دلیل ماهیت و اقداماتشان سازمان منافقین نام گرفت و بسیاری از مردم و فعالان سیاسی از این عنوان در معرفی گروهک رجوی استفاده می کردند. گروه رجوی که در انتخابات مجلس بررسی قانون اساسی شکست خورد از ابتدای فعالیت آن مجلس به مخالفت با مصوبات آن پرداخت و در رفراندوم قانون اساسی نیز شرکت نکرد و به آن رأی نداد. رجوی از مردم خواسته بود که قانون اساسی را نپذیرند، اما با حضور گسترده مردم در پای صندوقهای رأی و تأیید قانون اساسی مانع تراشیهای رجوی ناکام ماند.

او پس از این مرحله به فکر انتخابات ریاست جمهوری افتاد. اما شورای نظارت بر انتخابات منصوب امام خمینی که در غیاب شورای نگهبان نظارت بر امر انتخابات را به عهده داشت با رد صلاحیت کسانی که عدم اعتقاد و التزام خود را به قانون اساسی اعلام کرده بودند صلاحیت رجوی را رد کرد. رجوی این بار مجلس را هدف گرفت و در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی با سوء استفاده از فضای آزاد جامعه به جوسازیهای گسترده و اتهامات ناروا علیه جمهوری اسلامی روی آورد تا شاید به این وسیله افکار عمومی را به نفع خود بسیج کند این بار نیز علیرغم تأیید صلاحیت نامزدهای سازمان برای ورود به مجلس، نتوانستند آرای مردم را به نفع خود جلب کنند و از راه یابی به مجلس بازماندند.

رجوی هربار که با پاسخ منفی مردم مواجه میشد بر جنجال آفرینیهایش میافزود و رفته رفته کار را به آشوب در سطح شهرها کشاند این امر موجب بروز برخی ناامنیها و اغتشاشات خیابانی شد که نیروهای انتظامی و امنیتی را وادار به مقابله کرد. رجوی در این مرحله که از قدرت خود و گروهش نیز تصوری غیر واقعی داشت در بهار ۱۳۶۰ ش به همه نیروهای تحت امرش دستور داد که برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی وارد فاز نظامی شوند. یعنی دست به اسلحه ببرند . ترور بسیاری از مقامات کشوری از یک طرف و مردم عادی از سوی دیگر با هدف تضعیف نظام و گسترش بی ثباتی در دستور کار گروه رجوی قرار گرفت او در کنار اقدامات تروریستی وظیفه جاسوسی برای قدرتهای استکباری بویژه دولت امریکا را نیز بر عهده داشت تا شاید از این طریق نیز بتواند ضرباتی را بر پیکر نظام وارد آورد. در اواخر خرداد ۱۳۶۰ پس از تصویب عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور وقت ابوالحسن بنی صدر توسط مجلس شورای اسلامی و عزل او از سوی امام خمینی؛ مسعود رجوی به همراه وی از کشور گریخت و به فرانسه پناهنده شد. این دو که تصور میکردند با اتحاد یکدیگر امکان تغییر حکومت را در ایران خواهند داشت برای استحکام بیشتر با هم فامیل هم شدند. براین اساس رجوی که همسر اولش اشرف ربیعی در درگیری مسلحانه ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ کشته شده بود در فرانسه با دختر بنی صدر فیروزه ازدواج کرد تا به خیال خود اتحادی جدید بین نیروهای مخالف نظام جمهوری اسلامی ایجاد کرده باشد وی همچنین با تشکیل شورای به اصطلاح مقاومت ملی کوشید تا همه نیروهای مخالف جمهوری اسلامی را گرد هم آورد اما در این کار هم موفق نشد و پس از مدتی به دلیل بروز اختلافاتی دختر بنی صدر را نیز طلاق داد.

او پس از مدتی در اقدامی غیر شرعی و تنها براساس تصمیمی تشکیلاتی، مریم قجر عضدانلو از اعضای سازمان مجاهدین خلق و همسر مهدی ابریشمچی عضو دیگر سازمان را از او جدا و به عقد خود در آورد بر اساس احکام شرعی زنان پس از فوت همسرشان یا طلاق از آنان نمیتوانند بلافاصله ازدواج کنند مگر آنکه چهار ماه و ده روز از جدایی زن از همسر اولش گذشته باشد. این واقعه بازتاب گسترده ای در داخل و خارج از سازمان داشت و زوال اخلاقی رجوی را بیش از پیش به اثبات رساند رجوی که خود را رئیس جمهور ایران میخواند روز به روز از سایر مخالفین نظام دورتر شد و در ۱۳۶۵ ش به دلیل فشار جمهوری اسلامی ایران بر دولت فرانسه ناچار به ترک این کشور شد و با هماهنگی دولت آمریکا برای اثبات میزان مخالفت خود با جمهوری اسلامی به عراق رفت تا در کنار نیروهای متجاوز نظامی تحت امر صدام علیه مردم ایران وارد جنگ شود. صدام به تصور اینکه رجوی و گروه او فواید زیادی برای او خواهند داشت کمکهای مالی و نظامی فراوانی به این گروه کرد. رجوی هم در اثبات مراتب تعهدش به صدام نیروهای تحت فرماندهی خود را به میادین جنگ فرستاد و حتی در کار جاسوسی به نفع ارتش عراق نیز فعالیت میکردند او در آخرین مرحله نیروهای فریب خورده اش را وارد عملیات به اصطلاح فروغ جاویدان کرد تا با اشغال نظامی ایران جمهوری اسلامی را شکست دهد اما با یورش رزمندگان ایرانی در عملیات مرصاد خود متحمل شکستی سنگین شد. او پس از پایان جنگ به دستور صدام علیه کردها و شیعیان عراق نیز عملیاتی را انجام داد.

رجوی طی سالهای گذشته تلاش کرده تا گروهی سست عنصر و بی اراده را گرد خود آورد و با حاکم ساختن نوعی فرهنگ فاشیستی هر آنچه را که مایل است بر آنها تحمیل کرده یا از ایشان مطالبه نماید. که خود را رئیس جمهور ایران میخواند به علت حضور در سازمانی که پیش از انقلاب علیه امریکائیها دست به اقدامات خصمانه زده بود مجبور شد از سمت ریاست جمهوری خودخوانده کناره گیری کند و همچنان رهبر سازمان بماند و مریم قجر عضدانلو ،همسرش را به ریاست جمهوری خودخوانده ایران منصوب کند تا کماکان از کمکهای مالی و سیاسی امریکا بهره مند شوند. او نیروهای خود را در اردوگاهی در داخل خاک عراق اسکان داد که امکان خروج از این محل بدون اجازه او وجود نداشت. آنها همگی براساس دستورالعملهای رهبری گروه رفتار میکردند از اینرو به چارچوبهای اخلاقی و مذهبی پایبند نبودند.

از نظر رجوی هیچ کس حق چون و چرا ندارد و هر اعتراضی به شدید ترین شکل ممکن سرکوب میشود برخی معترضین که از آنها با عنوان بریده نام میبرند به دستور رجوی در سیاه چالهای مخوف اردوگاه مدتها زندانی شده یا به جوخه اعدام سپرده می شدند. پس از حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام، مسعود رجوی از انظار پنهان گشت و اطلاع دقیقی از سرنوشت او در دست نیست. برخی ادعا کرده اند او از دنیا رفته است اما ظاهرا وی همچنان زنده است و تحت حفاظت نیروهای امریکایی قرار دارد تا در فرصتی دیگر از او استفاده کنند. دولت امریکا به رغم آنکه طی سالهای گذشته سازمانهای مدافع حقوق بشر و دادگاههای بین المللی گروهک منافقین را در فهرست گروههای تروریستی قرار داده اند همچنان از آن حمایت میکند و کمکهای مالی و سیاسی اش را از آنها قطع نکرده است و مقامات آمریکایی رسماً به دیدار و گفت و گو با اعضای مرکزی این گروهک ادامه میدهند.



رده‌های این صفحه : افراد در دوره پهلوی




جعبه ابزار