بهرام مهدیان دهکردی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
دوم اسفند ۱۳۳۳ ، در شهرستان شهرکرد چشم به جهان گشود. پدرش عبدالعلی و مادرش صغرا نام داشت. تا پایان دوره کاردانی در دانشگاه تربیت معلم اصفهان درس خواند. در طول تحصیل همواره یار و همراه خانواده بود و در مورد احسان و نیکی به پدر و مادر توجه خاصی داشت. برای پیروزی انقلاب فعالی تهای مخفیان های انجام م یداد. سال ۱۳۶۱ ازدواج کرد و از همان آغاز نیایش نامه ازدواج خود را با خدای خویش مکتوب نمود: «بار خدایا اینک به نام تو و به خاطر تو و خواست تو در راه تو زندگی را شروع م یکنیم و اعلام م یداریم که هدف ما از این پیوند کوچک این است که بتوانیم پیوند بزرگی با تو برقرار کنیم... الهی از تشریفات کاستیم که به تشریفات ما در آخرت بیفزایی... .» صاحب دو پسر و یک دختر شد. شروع کارش به عنوان مدیر دبیرستان مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی بود. در دهه ۶۰ و ۷۰ به عنوان رییس هیئت مدیره شرکت تعاونی مسکن فرهنگیان فعالیت چشمگیری داشت و در پیگیری امور تحصیلی فرزندان شاهد بارها مورد تقدیر ستاد شاهد قرار گرفت. چندین بار به عنوان دبیر و معاون نمونه انتخاب شد. مدت ۱۶ سال از دوران خدمتش به عنوان معاون در دبیرستان نمونه علامه طباطبایی شهرکرد، همراه با حاج محمدجواد فیاض گذشت، که دست تقدیر دو دوست و همکار دیرینه را در یک ساعت و در یک مکان مقدس به دیدار معبود فرا خواند و به مقام شامخ شهادت رساند. ایشان در مدت خدمت خود همیشه برخوردی پدرانه با دان شآموزان داشت و تحت عناوین مختلف از دان شآموزانی که وضعیت مالی مناسبی برخوردار نبودند حمایت م یکرد. پل ارتباطی مردم با ادارات دولتی و به ویژه شهرداری بود و برای احداث جاد ههای شهری و روستایی فعالی تهای چشمگیری داشت. ب هطور یکه شهردار از انتقادات و پیشنهادات وی در خصوص شهر استقبال م ینمود و در کمترین زمان در رفع آ نها اقدام م یکرد. نظم و انضباط، خانواده دوستی، از خود گذشتگی و تواضع از خصوصیات بارز اخلاقی ایشان بود. در انجام امور منزل به همسر و فرزندانش کمک م یکرد. اکثر اوقات مشغول مطالعه کتاب و تلاوت قرآن بود. مرداد ۱۳۸۴ به همراه همسرش به حج عمره مشرف شدند. آبان همان سال، بعدا ز ۳۰ سال خدمت صادقانه به افتخار بازنشستگی نایل آمد. همسرش به عنوان هدیه بازنشستگی فیش حج تمتع به ایشان هدیه کرد. سال ۱۳۹۳ پس از ۹ سال انتظار برای تشرف به سفر حج تمتع نوبت به آ نها م یرسد؛ ولی به طور تعجب برانگیزی و به دلیل بسیار پیش پا افتاده سفرشان در آن سال محقق نم یشود. قبل از سفر حادثه جرثقیل باعث نگرانی خانواده و اطرافیان م یشود و در آخرین شب خداحافظی، شهید به خانواده و همسرش م یگوید: « اگر من آ نجا به رحمت ایزدی پیوستم به خود زحمت ندهید و مرا در همان جا به خاک بسپارید. » که این حرف باعث ناراحتی اطرافیان م یشود. سرانجام دوم مهر ۱۳۹۴ ، در منا به شهادت رسید. پیکر او را پس از تشییع در زادگاهش به خاک سپردند.