• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

عبدالملک بن مروان

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



عبدالملک بن مروان بن حکم، پنجمین خلیفه از خلفای اموی و یکی از مهم‌ترین فرمانروایان این دودمان بود که از سال ۶۵ تا ۸۶ هجری قمری بر خلافت حکومت کرد. او فرزند مروان بن حکم و از شاخه مروانی بنی‌امیه بود. دوران حکومت عبدالملک با پایان دادن به بحران‌های گسترده سیاسی پس از فتنه دوم اسلامی و تثبیت دوباره قدرت امویان شناخته می‌شود. بسیاری از مورخان او را «مؤسس دوم دولت اموی» دانسته‌اند، زیرا پس از دوره‌ای از آشوب و چندپارگی سیاسی، ساختار حکومت اموی را بازسازی و تقویت کرد. عبدالملک علاوه بر تثبیت قدرت سیاسی، اصلاحات مهمی در نظام اداری، مالی و فرهنگی خلافت انجام داد؛ از جمله تعریب دیوان‌ها، ضرب سکه اسلامی مستقل و ساخت بنای قبةالصخره در بیت‌المقدس. دوران او همچنین با مجموعه‌ای از درگیری‌های نظامی داخلی و خارجی همراه بود که مهم‌ترین آنها شکست عبدالله بن زبیر و برقراری دوباره وحدت سیاسی در قلمرو خلافت بود.


۱ - زندگی و پیشینه

[ویرایش]

عبدالملک در سال ۲۶ هجری قمری در مدینه و در دوران خلافت عثمان بن عفان متولد شد. مادرش عایشه بنت معاویة بن مغیره بن ابی‌العاص از خاندان بنی‌امیه بود. او در مدینه رشد یافت و آموزش‌های دینی و علمی دریافت کرد. گفته می‌شود قرآن را حفظ کرده و نزد دانشمندان حجاز به فراگیری فقه، تفسیر و حدیث پرداخت. بر اساس گزارش منابع تاریخی، عبدالملک در جوانی به زهد و عبادت شهرت داشت و به سبب حضور فراوان در مسجد، گاه او را «حمامة المسجد» (کبوتر مسجد) می‌نامیدند. او بیشتر سال‌های جوانی خود را در مدینه گذراند و تنها برای حج یا شرکت در برخی جنگ‌ها از این شهر خارج می‌شد. در دوره خلافت معاویه و یزید، عبدالملک در برخی امور اداری و نظامی فعالیت داشت و مدتی نیز به فرمانداری فلسطین منصوب شد. با قدرت گرفتن پدرش مروان بن حکم پس از نبرد مرج راهط (۶۴ق)، جایگاه سیاسی او نیز تقویت شد.

۲ - رسیدن به خلافت

[ویرایش]

پس از مرگ مروان بن حکم در سال ۶۵ هجری، عبدالملک به خلافت رسید. هنگام به قدرت رسیدن او، جهان اسلام در وضعیت سیاسی پیچیده‌ای قرار داشت. چندین گروه و مدعی قدرت در مناطق مختلف خلافت حضور داشتند: امویان در شام و مصر ؛ عبدالله بن زبیر در حجاز و بخش‌هایی از عراق ؛ جنبش‌های شیعی در عراق به رهبری مختار ثقفی ؛ خوارج در مناطق مختلف. این وضعیت باعث شد سال‌های نخست خلافت عبدالملک بیشتر صرف تثبیت قدرت مرکزی و مقابله با رقبای سیاسی شود.

۳ - تثبیت قدرت و پایان فتنه دوم

[ویرایش]

یکی از مهم‌ترین چالش‌های عبدالملک، مقابله با عبدالله بن زبیر بود که در مکه خلافت خود را اعلام کرده و بر بخش بزرگی از قلمرو اسلامی تسلط داشت. همچنین در عراق جنبش‌های مختلفی جریان داشت، از جمله قیام مختار ثقفی که با شعار خون‌خواهی امام حسین شکل گرفته بود. در جریان درگیری‌های داخلی:
جنبش توابین در عراق شکل گرفت و در نبرد عین‌الورده شکست خورد.
حکومت مختار ثقفی در کوفه توسط نیروهای مصعب بن زبیر سرنگون شد.
در نهایت عبدالملک سپاهی به فرماندهی حجاج بن یوسف ثقفی به حجاز فرستاد.
حجاج در سال ۷۳ هجری مکه را محاصره کرد و در جریان این نبرد عبدالله بن زبیر کشته شد. با سقوط حکومت زبیریان، خلافت امویان بار دیگر بر بیشتر سرزمین‌های اسلامی مسلط شد و بحران سیاسی بزرگ آن دوره پایان یافت.

۴ - اصلاحات اداری، اقتصادی و عمرانی

[ویرایش]

عبدالملک بن مروان در راستای تثبیت و یکپارچه‌سازی ساختار حکومت اموی، اصلاحات بنیادینی در نظام اداری و اقتصادی انجام داد. پیش از او، زبان دیوان‌های حکومتی در مناطق مختلف متفاوت بود؛ به‌گونه‌ای که در شام از یونانی، در مصر از قبطی و در عراق از فارسی استفاده می‌شد. وی با صدور فرمانی، اداره تمامی دیوان‌ها را به زبان عربی ملزم کرد و بدین‌ترتیب گامی مهم در جهت تقویت هویت اداری، سیاسی و فرهنگی خلافت برداشت. در ادامه این سیاست تمرکزگرایانه، او نظام پولی را نیز اصلاح کرد و با ضرب نخستین سکه‌های مستقل اسلامی، جایگزینی دینار و درهم اسلامی را به‌جای سکه‌های بیزانسی و ساسانی عملی ساخت. استانداردسازی وزن سکه‌ها و نقش بستن نام و شعارهای اسلامی بر آن‌ها، نه‌تنها انسجام اقتصادی را افزایش داد، بلکه استقلال مالی خلافت از امپراتوری بیزانس را نیز تثبیت کرد. در کنار این اصلاحات اداری و اقتصادی، عبدالملک فعالیت‌های عمرانی و مذهبی مهمی نیز انجام داد که برجسته‌ترین آن‌ها ساخت قبةالصخره در بیت‌المقدس است. این بنا که در فاصله سال‌های ۶۶ تا ۷۲ هجری احداث شد، از شاخص‌ترین آثار معماری اسلامی اولیه به‌شمار می‌رود. قبةالصخره با طرحی هشت‌ضلعی و گنبدی عظیم ساخته شد و با کتیبه‌هایی به خط کوفی تزیین گردید. این اثر علاوه بر جایگاه مذهبی، دارای ابعاد سیاسی و فرهنگی قابل‌توجهی بود و نقش مهمی در تثبیت اقتدار و حضور اسلامی در بیت‌المقدس ایفا کرد.

۵ - فتوحات و جنگ‌ها

[ویرایش]

دوران عبدالملک در مقایسه با دوره‌های پیشین امویان از نظر فتوحات گسترده چندان برجسته نبود، زیرا بخش زیادی از توان حکومت صرف حل بحران‌های داخلی شد. با این حال، برخی عملیات نظامی در مرزهای مختلف انجام گرفت.

۵.۱ - جبهه روم


درگیری‌های میان امویان و امپراتوری بیزانس ادامه یافت. در سال ۷۱ هجری قیساریه فتح شد و در سال‌های بعد حملاتی به ارمنستان و آناتولی صورت گرفت. فرماندهانی مانند محمد بن مروان و عثمان بن ولید در این نبردها نقش داشتند.

۵.۲ - شرق و ماوراءالنهر


در سال ۸۰ هجری مهلب بن ابی صفره به مناطق ماوراءالنهر لشکر کشید و با حاکم ختل صلح کرد. همچنین تلاش‌هایی برای پیشروی به سوی بخارا صورت گرفت.

۵.۳ - سیستان و جنگ با رتبیل


حجاج بن یوسف سپاهی به فرماندهی عبدالرحمن بن محمد بن اشعث به سیستان فرستاد تا با حاکم آن منطقه، رتبیل، بجنگد. این لشکرکشی با تصرف برخی مناطق همراه بود.

۵.۴ - شمال آفریقا


عبدالملک حسان بن نعمان را به حکومت افریقیه منصوب کرد. او در سال ۷۴ هجری شهر قرطاجنه را تصرف کرد و زمینه تثبیت قدرت امویان در شمال آفریقا را فراهم ساخت.

۶ - تعیین جانشین و مرگ

[ویرایش]

عبدالملک در سال‌های پایانی حکومت خود، پسرش ولید بن عبدالملک را به ولایتعهدی منصوب کرد و پس از او سلیمان بن عبدالملک را جانشین دوم قرار داد. او در نیمه شوال سال ۸۶ هجری قمری در دمشق درگذشت. مدت خلافت او حدود ۲۱ سال بود. پس از مرگش، ولید بن عبدالملک به خلافت رسید.

۷ - جایگاه تاریخی

[ویرایش]

عبدالملک بن مروان در تاریخ خلافت اموی جایگاهی مهم دارد. بسیاری از مورخان او را حاکمی می‌دانند که پس از دوره‌ای از آشوب و چندپارگی، ساختار سیاسی خلافت اموی را تثبیت و نهادهای اداری آن را بازسازی کرد. اصلاحات اداری، ضرب سکه اسلامی و پروژه‌های عمرانی مهم از جمله عواملی هستند که نقش او را در شکل‌گیری دولت اموی تقویت کرده‌اند. در عین حال، شیوه حکومت و سیاست‌های سخت‌گیرانه او نیز در برخی منابع تاریخی مورد انتقاد قرار گرفته است. به همین دلیل، تصویر عبدالملک در تاریخ‌نگاری اسلامی گاه ترکیبی از حاکمی کارآمد و سیاستمداری سخت‌گیر توصیف شده است.






جعبه ابزار