• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

فتح الله دارایی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



سوم فروردین ۱۳۴۰، در روستای قاد یکلای بزرگ از توابع شهرستان قائ مشهر به دنیا آمد. پدرش رستم و مادرش ا مکلثوم، کشاورزی م یکردند. در خانواد های مذهبی و زحم تکش پرورش یافت. به مدرسه رفت و تا دوره راهنمایی در همان روستا درس خواند. در سیزده سالگی پدرش را از دست داد و برای کار به تهران آمد. به حرفه نجاری و منب تکاری پرداخت و ضمن کار به تحصیلات خود نیز ادامه داد. تا پایان دوره متوسطه در رشته برق صنعتی درس خواند و دیپلم گرفت. در کارش بسیار مقرراتی و مرد مدار بود. بعدها به قائ مشهر بازگشت و به عنوان کارگر نساجی مشغول به کار شد. سال ۱۳۵۹ با آغاز جنگ تحمیلی به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت و بر اثر اصابت ترکش انگشت شصت اشاره دست راست خود را از دست داد. او که اولین جانباز شهر خود بود، با وجود آسی بدیدگی دوباره به جبهه بازگشت و ۵ سال در جبهه حضور داشت. سال ۱۳۶۰ ازدواج کرد و صاحب یک دختر و دو پسر شد. با وجود این که فردی مذهبی بود، هرگز فرزندانش را برای انجام تکالیف شرعی تحت فشار نم یگذاشت و سعی م یکرد با رفتار خوب الگوی آ نها شود. در مشکلات آ نها را به صبر دعوت م یکرد و معتقد بود صبر، حلال همه مشکلات است. پیوسته آ نها را به صداقت و پرهیز از غیبت سفارش م یکرد. بسیار خو شرو و خو شاخلاق بود. با مردم از کوچک و بزرگ معاشرت داشت و به آ نها در برپایی مراسم عزاداری و مجالش شادی )آشپزی( کمک م یکرد. بسیار زحم تکش بود و با وجود آسی بدیدگی در جنگ و مبتلا شدن به بیماری سرطان )از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۴( هرگز از پا نم ینشست و کار م یکرد. متوقع نبود و هرگز نخواست از موقعیت جانبازی خودش استفاده کند. وقتی پسرش از او خواست از امتیاز وی استفاده کند تا به خدمت سربازی نرود، گفت: «پسرم من این کار را انجام م یدهم ولی بعد از آن نزد من برنگرد و دیگر فرزند منن یستی. » به سختی کار م یکرد تا بتواند خانواده پرجمعیت خود را تأمین کند. او که نجار ماهری بود، به خانه افراد نیازمند، پیرز نهای ب یسرپرست و زو جهای جوان م یرفت و ب یچش مداشت به آ نها یاری م یرساند. هرگز برای کارهایی که انجام م یداد پولی نم یگرفت و م یگفت: «برای پدر و مادرم فاتحه بخوانید. » اگر در زندگی اطرافیان مشکلی پیش م یآمد و یا زندگی کسی در آستانه جدایی قرار م یگرفت، پی شقدم م یشد و برای حل آن تلاش م یکرد. اهل هیئت و مجالس عزاداری امام حسین )ع( بود و ضمن خدمت در این مراسم، در اربعین غذای نذری میان مردم پخش م یکرد. دوم مهر ۱۳۹۴، هنگام انجام اعمال حج در منا به شهادت رسید. پیکرش سیزده روز بعد به ایران بازگشت و در گلزار شهدای مسجد شهید احمد سلامتیان زادگاهش به خاک سپرده شد


رده‌های این صفحه : شهدای فاجعه منا (۱۳۹۴)




جعبه ابزار